مرتضى راوندى
709
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و آباد است . ولى در هيچجا از كومپانى و شراكتهاى بزرگ و بانك ، و كانتور كه اسباب جمعيت و شكوه تجارت اين گونه شهرهاى بزرگ است ، نشانى ديده نمىشد ؛ گويى شهر از حيث تجارت ماتمزده است . بعض دكان صرافى ديده شد . دور نيست كه ميانشان چند توانگر نيز باشد . ولى آنچه وفور داشت و به چشم خود ديديم ، كيسهكيسه و خرمنخرمن پول سياه بود كه جهان را فراگرفته . اما پول طلا مانند كيمياست ، كه در تمام شهر نشانى از آن ديده نمىشود ؛ يا هيچ نيست و يا اينكه در ميان صندوقها و يا زير خاك است . » « 1 » ابراهيمبيك ، براى اظهار عقايد و بيان نظريات خود ، تمام وسايل را برمىانگيزد و به هر وسيلهاى متشبث مىشود و به ديدار دوستان و آشنايان و كسبه و بازرگانان مىرود و حتى خود را به خانهء وزراى وقت مىرساند و با آنها دربارهء اوضاع كشور بحث مىكند و تا پاى جان مىايستد و براى توضيح افكار خود ، خود را به مخاطره مىاندازد . در خانهء « وزير داخليه » چنين اظهارنظر مىكند : « . . . براى تربيت اطفال بيكس ملت ، دار الصنايعى پرداختهايد ؟ و در كدامين قصبه از قصبات وطن ، براى تسهيل نقليات راههاى شوسه درست كرده و اسباب ترقى و تسهيل زراعت و فلاحت را كه مايهء حيات ملك و ملت است فراهم آوردهايد ؟ در باب ترقى تجارت مملكت ، كه دولتهاى بزرگ دقيقهاى از آن غفلت نكرده بلكه ميليونها پول در راه توسيع آن خرج نمودهاند و در موقع اقتضا براى حصول آن مقصود خونريزيها كردهاند ، چه اقدامات مجدانه از شما سر زده است ؟ آيا هيچ خبر داريد كه ساليانه از امتعهء ايران چقدر به خارج حمل و نقل مىشود ؟ يا چهقدر مال التجاره ، از خارج داخل اين ملك مىشود ؟ عجبا ، هيچ به خاطر مبارك عالى خطور كرده است تدبيرى به كار برده باشيد كه مقدار امتعه و محصولات داخليه كه به خارج مىرود بيش از آن باشد كه از خارجه به مملكت داخل مىشود ، تا دخل وطن را بر خرج آن غلبه روى داده ، رعيت را بدانوسيله توانايى حاصل آيد و خزانهء دولت آباد گردد . چرا بايد رعيت ايران تا جزئيات لوازم زندگانى محتاج خارجه باشند ؟ آيا شمع كافورى را خداى به صنعت خاصهء خود اختصاص داده يا كار بشر است ؟ مگر قند از آسمان مىبارد ؟ عجبا ، خاك ممالك ايران استعداد رويانيدن چغندر و يا نيشكر را ندارد ؟ مگر پيه گاو و گوسفندان ايران مانند پيه مواشى و دواب ملل خارجه قابل تصفيه نيست ؟ يا للعجب ، مگر اينهمه پنبهء ايران كه به كرورها بخارج مىبرند ، كفايت ملبوس اهالى آن را نمىكند ؟ جناب وزير ، شما از مقدار نفوس و جمعيت ايران هيچ خبر داريد ؟ از مقدار توالد و تناسل كه مايهء بقا و دوام قوميت و مليت ماست آگاه هستيد ؟ آيا تاكنون اسباب مهاجرت اينهمه ايرانى را كه به ممالك روس و عثمانى و هند پراكنده مىشوند ، تحقيق فرموده تدبيرى براى منع آن به كار بردهايد ؟ چرا اقدامات به كار نمىبريد كه براى رفع احتياج ملت اقلا در بعض ولايتهاى مناسب فابريكهاى مختصر به نام سركار ساخته و پرداخته گردد ؟ خواهيد فرمود كه ساختن فابريك وظيفه و تكليف وزير نيست . مسلما ؛ لكن تدبير احداث آن و تشويق نمودن ملت و ضامن شدن به حفظ حقوق رعيت ، كار وزير با كفايت و خردمند باانصاف است . در ممالك خارجه ، اينها را كه يكانيكان شمردم ، همه از تكاليف وزير داخليه است . بايد رشتهء اين گونه
--> ( 1 ) . همان . ص 57 - 56 .